آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

فرشته کوچولوی خونه ما

من و بزرگ شدن

1393/1/27 18:33
نویسنده : مامانی
333 بازدید
اشتراک گذاری

سال نو مبارکقلب

پسرک من دیگه کوچولو نیستهوراهورا

به گفته خودش وقتی روی صندلی کوچکش منشینه ،دیگه پاهاش به رمین میرسهتشویق

تو خوشحالی و من...

من صد البته خوشحالم...تو دیگه واقعا داری بزرگ میشی و من ..

من دلم برای بغل کردنت تنگ میشه و میشه و میشه...ناراحت

و تو مٍل ماهی از بغلم لیز میخوری و دووم نمیاری که بغلت کنم...

آخه تو بزرگ شدی...

به من میگی :"مامانی 3 سالم شده..."قلب

پسرک زیبای من همین روزهای 3 سال پیش بود که تو درونم بودی و فقط من میدیدمت و من...لبخندمژه

همین 3 سال پیش بود که با تمام وجودم اعضای بدنت رو لمس میکردم...
آخه هنور به دنیا نیومده بودی...

و بعد... در 11 خرداد 90 نام مرا مادر گذاشتند...خجالت

و چه دلنشین است این اسم...و چه ریباست...

الان که مینویسم اشک در چشمانم حلقه زده... یاد خاطرات شیرین با تو بودن میفتم... لبخند

دلم تنگ شد... برای نورادی ات ... یاد آن روزها میفتم که تو حتی توان مک زدن شیر را نداشتی...و امروز...

و امروز آنقدر بزرگ شده ای که به من میگویی"مامانی پاهام دیگه روی زمین میرسه...."چشمک

 

عجب سرعتی دارند این لحضات بزرگ شدنت...

میترسم عقب بمانم و تو بروی...

و من بمانم و ... خاطرات شیرین با تو بودنم...گریه

 

پسرم.. دلبندم...وقتی میدوی.. ببین مادرت جانمانده باشد..ببین مادرت کجای بزرگ شدنت مانده ،مانده خسته ...و چشم به راه تو...لبخند

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)